خرید بک لینک
سلام.

این قسمت بعدی داستانم نیس قسمت بعدی رو سه شنبه میذارم یااگه نشد چهارشنبه.تصمیم گرفتم قبل از

اینکه آخرین قسمت رو بذارم نظراتتون از اول تا آخرالبته بطورخلاصه که درباره این داستان داده بودین رو بذارم و یک میزگرد تشکیل

بدیم.

شروع میکنیم.

بنام خدا.

عرفان:خوب بود فقط اگه عکس هم میذاشتی عالی میشد.

:تو چن تا از قسمتا اینکارو انجام دادم فقط حیف که شما بی معرفتی کردی و دیگه نیومدی سربزنی.

سوجین:اینارو از خودت میسازی؟توی تو زیبایی کی این اتفاقا افتاد؟؟؟؟

:خب مث اینکه شما متوجه نشدی این داستان ربطی به سریال توزیبایی نداره اون یه چیز دیگه س اینم یه چیز

دیگه س.

صدف:نظر1:این جونگ(منظورش همون جونیو ئه احتمالا اشتباه تایپی شده)D:چقدر عصبانیه حالا گروهو دوس داره

مگه چیه؟(اشاره بقسمت1)

:آره والا منم کلی نصیحتش کردم حالا نمیدونم درست شه یانه.D:

نظر2:ااااا حالا چرا میخواست خودکشی کنه؟(اشاره بقسمت2)کارت حرف نداره.

:البته در ادامه معلوم شد چرا.چون عاشق یه بازیگر معروف بود و اون ردش کرده بود.اینو واسه اونایی گفتم که

داستانو نخوندن.

نظر3:میگم یکم سریع اتفاق نیافتاد؟؟(اشاره به قسمت2)

:خب آره ولی خوبیش به این بودکه زود اتفاق بیفته.(واسه دوستایی که نمیدونن توضیح بدم که منظور از

زوداتفاق افتادن برخورد میونگ با تاکیونگ بود)

نظر4:اونجور که من دوست داشتم شد همون اول همو دیدن.(بازم اشاره بقسمت2)

:خوبه دیگه مطابق میل تو شد.D:

نظر5:چقد باحال وای خدا عاشقه این داستانم.میگم این پسره(جونیو) خوبه پیریاشو با میونگ تصور نکرده پرو

(اشاره بقسمت4)

:کاملا موافقم ولی جونیو هم خب بدبخت عاشقه.عاشقیه و هزار سودا خو دلش میخواد بامیونگ باشه طفلک.D:

نظر6:چه باحال.عجبا حالا چرا باید بره خونه آنجل؟(اشاره بقسمت5)

:که قضیه خودشو میونگو ماسمالی کنه.D:

نظر7:ببینم مگه اینا مدیربرنامه ندارن که تاکیونگ همینجوری از خودش یکچیزی بگه؟

:نه ندارن.D:

نظر8:فکر همه جاشو کردم جز اینکه تاکیونگ اینو بیاد بگه(اشاره بقسمت6)من تیپ داستانایی که از فکر آدم

دورباشن و آدم نتونه پیش بینیشون کنه خوشم میاد.

:منم اینجور داستانا رو دوس دارم البته داستان خودمو نمیدونم اینجوری هی یانه نظر شما مهمه مگرنه منکه

خودم نمیتونم به داستان خودم نظر بدم.(متاسفانه مدتیه از صدف خبر ندارم و دیگه بهم سرنزده هرچی هم

بهش سرزدم وبراش نظر گذاشتم بهم جواب نداده هنوز.وبلاگشم خیلی وقته آپ نکرده امیدوارم اتفاق بدی

براش نیفتاده باشه چون یکی از بهترین مخاطبهای وبلاگ منه و دوست خوبیه.امیدوارم هرچه زودتر دوباره

بتونم باهاش حرف بزنم)اینم آدرس وبش:http://www.janggeumsuk.blogfa.com/

ملکه برفی:این داستان شبیه فیلم تو زیبایی گروه آ انجل میمونه تمام کاراکترهاش همونه گیج شدم.

:این با تو زیبایی فرق داره فقط سه تا از کاراکترهاشو از اون برداشتم اول تصمیم داشتم یه گروه از تخیل خودم

درست کنم و اما به این فکر رسیدم که از کروه آ انجل استفاده کنم و البته اونا اسم گروهش آ-انجل است اما

این گروه توی داستان من گروه آنجل است.

یه نفر:نظر1:خیلی عالی بود ذهنت واقعا به درد نوشتن میخوره منکه از قسمت اولش واقعا لذت بردم.

:ممنون لطف داری.

نظر2:خیلی خوشم اومده تا الانشو امیدوارم بقیه مث این جذاب باشن.

:ممنون خوشحال میشم انتقاد هم بکنی.

نظر3:فقط یه چیزی بنظرمن شخصی که اون کیفو داد و همینجور رهانکن یه نقش دیگه هم به اون بده بنظر من

اینجوری بهتره درواقع منظورم اینه که اگه یه شخصیت میاری تو داستان الکی نیار بازم درباره ش بگو.

:به نظرت احترام میذارم اما خب توی همه ی داستانا چندتا شخصیت کوتاه وجود داره که نقششون به مدت

کوتاهیه و باید بعد از انجام نقششون از داستان کنار گذاشته بشن اینم اینجور نقشی داشت دیگه نمیشد

براش نقش دیگه ای ادامه داد.

نظر4:نوشته ت همه جاش خوب بود الی یه جاش اشکال داشت.ببین کره ایها هم مث خودمون همونطور که

میدونی یه خواهروبرادر فامیلی یکسانی دارن چطور میشه فامیلی میونگ لی باشه و برادرش یچیز دیگه؟

(اشاره بقسمت5)

:ممنون از نگاه دقیق و ریز بینت.بله درست میگی این اشتباه من بوده فامیلی میونگ و برادرش هردو یانگ است

احتمالا من وقتی تندتند تایپ میکردم اشتباه بجای یانگ نوشتم لی واقعا شرمنده م بخاطر اشتباهم و ممنون

ازت.

پریناز:نظر1:عالی بود ادامه بده.

:ممنونم حتما.

نظر2:بنظرم هروقت که داستانت تموم شد کلشو یه جا بذار تا طرفدارای بیشتری پیدا کنه2اینکه یکم بند بند

بنویس و بین متن فاصله بنداز تا چشم خسته نشه و خواننده متنو ول نکنه3اینکه یه سوال دارم اینارو از خودت

مینویسی؟اگه آره که کارت خیلی درسته.تنها مینویسی؟لطفا دراین موردها یه توضیح کلی بده ممنون بازم میگم

که عالی بود.

:قبلا توی یه پست کامل توضیح دادم اونایی که نخوندن برن ببینن یه پست که واضحه و جواب پرینازجون رو

کامل دادم.

نظر3:وای عالی بود.

:ممنون.

نظر4:عالی بود و بی نقص.

:بازم ممنونم.

مهربان:ممنون خیلی داستان قشنگی است.

:فدات.

فرنوش:یه چیزی خیلی برام جالب بود...اسمای شخصیتهای داستان...

:واقعا؟؟؟؟؟؟خوبه که واست جالب بود.D:

شعله:نظر1:داستانت خیلی نازو وقشنگه خیلی داستان باحالیه.

:فدای تو خودت باحالی.D:

نظر2:این قسمت داستانتم مث قبلی قشنگ بود(اشاره بقسمت2)بازم ادامه بده تو میتونی.

:ممممممممممنون اگه بهم انرژی بدین معلومه که میتونم.

نظر3:واوووووووووووو چه باحال شد یدفعه.تاحالا اینقد کنجکاو نبودم ولی خیلی واقعا خوب مینویسی ولی اگه فونت رو بزرگ بذاری بهتره و از تصاویر گروه آنجل استفاده کنی جذاب تر میشه داستانت.

:نظر لطفته.به چندباری از عکساشون استفاده کردم منتها همونا کارو خراب کرد فونتم واسه همین همش

خراب میشد.

نظر4:این قسمتش خیلی قشنگ بود(اشاره بقسمت4)

:بنظر خودمم قشنگه این قسمتش دوسش دارم.(البته هیچ ماست فروشی نمیگه ماستش ترشه)D:

نظر5:مثل همیشه عالی.

:قربونت.

نظر6:خیلی قشنگ مینویسی منم از اون دخترای رمانتیکم و گریه ام میگیره.

:قربون تو احساساتی بشم من.حالا قسمت بعد میبینی چجور تموم میشه.D:

killer:نظر1:وااااااااای اونی عالی بود.

:ممنون.

نظر3:عالی بود واقعا میگم خوشم نمیاد الکی تعریف کنم .ما حمایتت میکنیم موفق باشی.

نظر3:خیلی عالی پیش میره داستانت واقعا عالیه.

:قربون تو بامرامممممم

حسانه:عالی بود.شین وو چی؟یه نقشم برای اون بذار.

:گذاشتممممممممممممم البته تو که یهو غیبت زد دیگه نیومدی بخونی.D:

فاطمه:نظر1:خیلی عالی بود میناجونم ترکوندی.

نظر2:وای عالی بود.

:فدا مدات فاطمه جوووون

سحر:نظر1:خب تازه داره جالب میشه(اشاره بقسمت2)

:آره ممنون.

نظر2:میخواستم بپرسم آنجل درقلب من ادامه داره؟البته سریال توزیبایی دیدم که حدودا این داستان از روی اون

نوشته شده.

:خب دیگه به تهش رسیده.کچلم کردین ای خدااااااااا چقد بگم که این داستان اصن ربطی به اون نداره.

الن:خیلی قشنگ بود ممنون دستت درد نکنه خسته نباشی.

:منم ممنونم از توکه خوندیش.

فرناز:ممنون از داستان زیبایی که نوشتی.

:قربونت.

مریم:خیلی قشنگ بود آفرین فقط زود به زود بذار.

مهدیه و الیکا:مرسی عزیزم از داستان قشنگت.

مهدیس:مرسی عزیزم.

سونیا:داستانت خیلی باحاله.

سارینا:عالی بود فایتینگ.

ندا:واقعا داستانات زیبان ممنون.

:فدای همتوووووووووووووووووووووون بوس بوس

سیما:این خلاصه سریال تو زیبایی است؟من اونو نگاه کردم اما اینطوری نبود.

:نه نیس والا بلا این توزیبایی نیس اصن بخونینش ببینین شباهتش بااون چیه؟فقط3تاشخصیت تاکیونگ شین وو

جرمی.

ممنون که در این میزگرد ما رو همراهی کردین.

درقسمت بعد چندتا سوپرایز هم دارم براتون

برچسب: نویسنده: kpop تاريخ: شنبه 13 مهر 1392 ساعت: 15:16

صفحه بندی